پخش اخبار روزانه – ۱۳ مارس ۲۰۲۶
آمریکا، حملهٔ پهپادی ۵ مارس ایران به منطقهٔ نخجوانِ جمهوری آذربایجان را حملهای بیدلیل به اهداف غیرنظامی و نقض حاکمیت جمهوری آذربایجان محکوم کرد، همبستگی کامل آمریکا با جمهوری آذربایجان را اعلام کرد و هشدار داد که حمله به شرکای منطقهای با حمایت قاطع آمریکا روبهرو خواهد شد (US State Department)
یک مقام ارشد امارات [امارات متحده عربی] هشدار داد که پایبندی کشورهای خلیج به دفاع انفعالی "حد و مرز دارد"، در حالی که حملات مداوم ایران به زیرساختهای غیرنظامی، به گفتهٔ او، غیرنظامیان را هدف میگیرد نه مواضع نظامی؛ و اعتماد منطقهای را فرسایش میدهد. او تأکید کرد که امارات و شرکایش از امنیت خود محافظت خواهند کرد، اما همچنان متعهدند که از کشیدهشدن به درگیری گستردهتر پرهیز کنند (Khaleej Times)
تایلند به هر یک از خانوادههای ۲۷ کارگر میانماری که در فروریختن ساختمان بانکوک [تایلند] در سال ۲۰۲۵ بر اثر زمینلرزه جان باختند، ۱ میلیون بات [~۳۱۵۰۰ دلار] غرامت و به هر یک از هفت مجروح، ۲۰۰ هزار بات [~۶۳۰۰ دلار] غرامت پرداخت میکند، و مقامهای دو کشور در مراسم تحویل آخرین دور پرداختها حضور یافتند (Nation Thailand)
بنگلادش برای صرفهجویی در برق و سوخت، در پی تشدید بحران انرژی ناشی از اختلال در عرضه بر اثر درگیریهای خاورمیانه، همهٔ دانشگاهها را زودتر تعطیل کرده، و تعطیلات عید فطر را - که پایان رمضان را نشان میدهد - جلو انداخت، و همزمان برای تثبیت شبکهٔ برقِ تحت فشار خود، فروش سوخت را محدود و فعالیت کارخانههای کود را متوقف کرد (Reuters)
کوزوو پس از ناکامی در انتخاب رئیسجمهور جدید وارد بحران قانون اساسی شد و این امر، ویوسا عثمانی رئیسجمهور کوزوو را بر آن داشت که در میانهٔ افزایش تنشهای منطقهای و ابهام دربارهٔ مأموریت دیرینهٔ حافظ صلح نیروی کوزووِ ناتو [سازمان پیمان آتلانتیک شمالی] (KFOR)، پارلمان را منحل و انتخابات زودهنگام اعلام کند (Fox News)
فیلیپین با کمبود فزایندهٔ پرستار روبهروست، زیرا بسیاری از پرستاران فیلیپینی همچنان برای دستمزد بهتر، ثبات بیشتر و تعادل میان کار و زندگی به خارج مهاجرت میکنند و کار در خارج را واقعبینانهترین راه برای حمایت از خانوادههایشان میدانند (Channel News Asia)
پروفسور ویکتور پرز از دانشگاه شیآن جیائوتونگ-لیورپول [سوژو، چین] هشدار میدهد که موسیقی اغلب بهجای کمک، بهرهوری را مختل میکند. او میگوید هرچند موسیقی برای کارهای تکراری مفید است، شعر ترانهها و صداهای پیچیده حواس را از تفکر تحلیلی عمیق پرت میکنند. کارشناسان برای حل مسئله، سکوت را توصیه میکنند تا از خستگی ذهنی جلوگیری شود و سطح تمرکز بازیابی شود (Lao Động)
«بوکچوی» منیزیم ضروری برای سلامت دستگاه عصبی و عضلات فراهم میکند، اما پختن بیشازحد یا جوشاندن آن میتواند بخشی از مواد مغذی حیاتیاش را از بین ببرد. متخصصان تغذیه برای حفظ ساختار سلولی آن، بخارپز کردن یا تفتدادن را توصیه میکنند. همراهکردن این سبزی با چربیهای سالم، جذب ویتامینها را بیشتر میکند و بیشترین فایدهٔ سلامتی را از این سبزیِ سرشار از مواد معدنی در رژیم غذایی روزانهٔ شما تضمین میکند (Lao Động)
۳ خواهر و برادر در دانانگ [آولاک (ویتنام)] پس از مصرف ماهی شورِ خانگی، با مسمومیت شدید بوتولیسم روبهرو شدند. یک نوجوان همچنان در اغماست و دیگران به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز دارند. مقامها همزمان با بررسی این شیوع سمّ مرگبار، دربارهٔ تخمیر نادرست هشدار میدهند (VietnamNet)
کامبوج برای گردآوری و تحلیل دادههای آبوهوایی، مرکز جدید دادههای منابع آب و هواشناسی را در پنومپن ایجاد میکند تا بهعنوان "مغز دیجیتال" ملی عمل کند و هشدارهای زودهنگام بلایا را بهبود بخشد، در حالی که این کشور با سیلها، خشکسالیها و گرمای شدیدِ فزایندهٔ ناشی از اقلیم روبهروست (Cambodianess)
مطالعهای تازه نشان میدهد که گرمایش جهانی پس از سال ۲۰۱۵ بهطور چشمگیری شتاب گرفته است و دادههای تعدیلشدهٔ اقلیمی سریعترین افزایش دما را در تاریخ ثبتشده نشان میدهند و حاکی از آناند که جهان ممکن است پیش از ۲۰۳۰ از حد ۱.۵ درجه سلسیوسِ توافق پاریس فراتر رود (Channel News Asia)
دولت کنیا گزارش داد که شمار جانباختگان بارانهای شدید و سیل تقریباً دو برابر شده و به ۴۲ نفر رسیده است. عملیات امداد در سراسر کشور ادامه دارد، زیرا آبِ سیلاب در میانهٔ تشدید بارشهای حدی، حملونقل را مختل کرده است (Reuters)
گرمای شدید، مادران و نوزادان را در سطح جهان تهدید میکند و باعث افزایش ۲۶ درصدی زایمانهای زودرس در طول موج گرما میشود. ماماها فوراً درخواست سرمایهگذاری در مراقبتهای مادران مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، مانند کاشت درخت در اطراف مراکز زایمان، را دارند تا از خانوادههای آسیبپذیر در برابر بحران فزاینده اقلیمی محافظت کنند (International Confederation of Midwives)
تغییرات اقلیمی، گرما، آفات و توسعه باعث کاهش شدید برنج خودرو مینهسوتا [آمریکا] شدهاند. رهبران ملتهای نخستین اوجیبوه و داکوتا برای بازیابی آبها شتاب کردهاند، زیرا از دسترفتن این دانهٔ مقدس، حاکمیت غذایی و سلامت بومسازگان را تهدید میکند (Yale Climate Connections)
نقص در خنککننده روغن ناوچه نیروی دریایی سلطنتی نیوزیلند HMNZS Te Kaha باعث نشت ۲۰۰ تا ۳۰۰ لیتر نفت به بندر آکاروا [نیوزیلند] شد و تلاشهای مهار و پاکسازی توسط خدمه و اداره محیط زیست کانتربری را برانگیخت (RNZ)
چین برای نخستین بار یک ربات تخصصی را به کار گرفت که با موفقیت یک خط برقِ زندهٔ فشار متوسطِ ۱۰ kilovolt را در هوبئی [چین] تعمیر کرد و با دورکردن انسانها از یکی از خطرناکترین وظایفِ نگهداری برق، به پیشرفتی بزرگ در ایمنی دست یافت (Báo Tin tức)
همزمان با اتخاذ قوانین سختگیرانهتر ایمنی آنلاین توسط دولتها در سراسر جهان، فناوری تضمین سن مبتنی بر هوش مصنوعی که به سرعت در حال بهبود است، به محور اصلی اجرای محدودیتهای سنی جدید در رسانههای اجتماعی، چتباتها و سایتهای بزرگسالان تبدیل میشود، حتی با اینکه نتایج اولیه ممنوعیت نوجوانان در استرالیا، نشاندهندهی عدم انطباق و مقاومت مداوم صنعت است (Reuters)
شرکت لوئی دریفوس در تدارک آغاز بهرهبرداری از یک تأسیسات جدیدِ ایزولهٔ پروتئین نخود در ساسکاچوان [کانادا] است تا تقاضای جهانی برای پروتئین گیاهی را پاسخ دهد. این کارخانه تولید را برای جایگزینهای لبنی و جانشینهای گوشتِ اشخاص-حیوان افزایش میدهد و پیشبینی میشود ۶۰ شغل ایجاد کند (FoodBev Media)
شرکت لوازم آرایشی کرهای LG Household & Health Care برند زیبایی وگان Freshian را در Cosme Kitchen ژاپن راهاندازی کرد و بازار زیبایی پاک را هدف گرفت. بستهبندی پایدار و محصولات پربازده، مانند رژگونهٔ کرمیِ صدرنشین، عامل موفقیت اولیه هستند (Pulse)
باغبانی وگانیک، اصول وگان و ارگانیک را درهم میآمیزد تا بدون فرآوردههای اشخاص- حیوان مانند کود حیوانی، بومسازگانهای سازگار با حیاتوحش بسازد. باغبانان با استفاده از کمپوست گیاهی و تنوع زیستی، خاک را بهطور طبیعی غنی و آفات را مدیریت میکنند تا اثرات زیستمحیطی را کاهش دهند (VegNews)
پس از آنکه بویاییِ تیزِ یک شخص- سگِ ژرمن شپرد، سرطان ریهٔ زنی را در مرحلهٔ اولیه تشخیص داد، پژوهشگران یک "بینی الکترونیکی" مبتنی بر هوش مصنوعی ساختند. این حسگر نوآورانه تواناییهای اشخاص- سگ را در شناسایی نشانگرهای بیماریِ نجاتبخشِ جان در نمونههای بالینی تقلید میکند (Good News Network)
شرکت هندی Bioscience Evolute با "طرفداران رفتار اخلاقی با حیوانات" [پیتا] هند همکاری میکند تا برای استفادهٔ [PETA] هند همکاری میکند تا برای استفادهٔ دانشجویان، آزمون روی اشخاص- حیوان را در کلاسهای آموزش داروشناسی خود با نرمافزار شبیهسازی مجازی Simcology جایگزین کند. این تغییر اخلاقی، هر سال جان دهها شخص- موش و شخص- گورخرماهی را نجات میدهد و مطالعه و پژوهش داروشناسی را به یادگیریِ رایانهیار منتقل میکند (PETA India)
پارک حیاتوحش لینکلنشایر [بریتانیا] از یک شخص- ببر سفید و یک شخص-سیاهگوش که از اوکراینِ (یورین) جنگزده نجات یافتهاند، استقبال کرد. پس از سفری ۲۶۰۰ کیلومتری، این دوستان حیوانِ رهاشده که توان بقا در حیاتوحش را ندارند، به مراقبت مادامالعمر در پناهگاهی با محوطههای ویژه منتقل میشوند (Ajot)
سخن روشنگرانهٔ روز: "بزرگترین میان انسانها کسانی بودند که ویژگیهای الهی را در همنوعان خود میشناختند و همواره آماده بودند حتی به پایینترینِ آنان احترام بگذارند." – استاد روشنضمیر ارجمندِ آیین بودایی تبتی، گورو دومو گشه رینپوچه نگاوانگ کالسانگ (گیاهخوار) (Dorjeshugden.com)
در قسمت ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگ کایل هابارد، کشیش آمریکایی، کایل، بازگو میکند که چگونه هنگام ترک الکل جان داد و پیش از آنکه حضرت عیسی مسیح (گیاهخوار) را بخواند، از سطوح دوزخ پایین رفت، و ایشان او را نجات دهند. کایل ۲۳ ساله، سالها درگیر اعتیاد شدید به الکل بود و از صبح تا شب مینوشید. تا دسامبر ۲۰۱۲، اعتیادش او را به بیمارستان بیلور اسکات اند وایت در لیکویِ تگزاس، نزدیک آستین، کشانده بود، برای سمزدایی پزشکی. ترک الکل میتواند دستگاه عصبی را از کار بیندازد و افراد را در معرض حملهٔ قلبی، سکتهٔ مغزی و تشنج قرار دهد - و بسیاری از مبتلایان به اعتیاد الکل هنگام ترک جان میبازند. کایل در میانهٔ این نبرد مرگ و زندگی بود و برای تثبیت وضعیتش به داروی ضداضطراب وصل شده بود.
شب دوم در بیمارستان، ۱۵ دسامبر ۲۰۱۲، کایل چیزی را تجربه کرد که زندگیاش را برای همیشه دگرگون کرد.
نیمهشب بود، حدود ساعت ۲ یا ۳ یا ۴ بامداد. زمان دقیقش را نمیدانم. اما احساس کردم قلبم با سریعترین آهنگی که تا آن زمان تجربه کرده بودم، میتپد. من آدم ورزشکاری هستم. پیش از الکل ورزشکار بودم، و حالا هم ورزشکارم. پس میدانم تپش قلب بعد از یک دوی سرعت چه حسی دارد، اما این یکی اگر بخواهم با تعداد ضربان در دقیقه بگویم، انگار دو برابر بود. نمیدانم چه بود. اما فوقالعاده سریع بود. و آنوقت فهمیدم که قلبم دارد آخرین تقلاهایش را میکند. این برداشت من بود. و بعد، چیزی که فهمیدم این بود که قلبم حالا کندترین تپشی را دارد که تا آن زمان داشته است. پس زمان کاملاً کُند شد و حتی با تپش قلبم سنجیده میشد. و من منتظر ضربانهای قلبم بودم، و انگار قلبم هر ۱۰ ثانیه یک بار میزد، و فهمیدم، بسیار خب، قلبم حالا دارد از کار میافتد. آخرین تقلا را کرده بود، حالا داشت از کار میافتاد، و من منتظر ضربان بعدی قلبم بودم که ناگهان دیدم سیاه شد. و من، من منتظر ضربان بعدی قلبم بودم و آن را حس نکردم. فقط منتظر میماندم و منتظر میماندم، و هماندم واقعیتِ وضعیتم بر من آشکار شد که مردهام.
کایل کاملاً بیخدا بود، از خدا کاملاً دور افتاده بود و به زندگی پس از مرگ باور نداشت. برداشت او این بود که مرگ پایان است - و پس از آن هیچ اتفاقی نمیافتد. اما دید که هنوز هوشیار است. پس با خودم فکر میکردم، چرا هنوز هوشیارم؟ اگر مردهام، چرا هنوز فکر میکنم؟ و در همان لحظه، واقعیتِ بهشت، واقعیتِ دوزخ، واقعیتِ زندگی پس از مرگ، واقعیتِ خدا، شیطان، کتاب مقدس، همهچیز فوراً برایم بهشکلی ملموس واقعی شد. خدا واقعی بود. شیطان واقعی بود. بهشت واقعی بود. دوزخ واقعی بود. اما با نوع زندگیای که کرده بودم، میدانستم هیچ راهی نیست که خدای کامل، مقدس و پارسا مرا بپذیرد. پس میدانستم که به دوزخ میروم و به مکانی واقعی از عذاب خواهم رفت.
کایل میگوید پس از آنکه دیدش سیاه شد، وارد مرحلهای از تاریکی شد و سپس به چیزی که آن را سطوح دوزخ توصیف میکند، پایینتر رفت. مرحلهٔ بعدی که تجربه کردم واقعاً ترسناک بود. و بعد از آن مرحلهٔ تاریکیِ دید، که بیناییام از بین رفت، خودم را در اتاقی بیمارستانی دیدم، تاریک، چرک و زردرنگ با حالوهوای قدیمی. و افرادی آنجا اینسو و آنسو میدویدند و میکوشیدند به خودشان مواد تزریق کنند، چیزی بنوشند، هرچه در زمین به آنها آرامش میداد. آنها دنبال آن میگشتند، اما نمیتوانستند پیدایش کنند. کشوها را باز میکردند. هیچچیز در آنها نبود که به آنها آرامش بدهد. و بنابراین در آن مرحله، آرامش بهکلی از میان رفته بود. و مردم برای هر چیزی دستوپا میزدند تا فقط اندکی آسودگی پیدا کنند. و من هم درست کنار آنها دنبال نوشیدنی میگشتم، دنبال چیزی میگشتم، اما هیچچیز یافت نمیشد. در آن مرحله هیچ آسایشی وجود نداشت.
سپس صحنه دوباره تغییر کرد، و کایل میگوید به سطح سوم رفت. شخصیتی شبیه مادربزرگ روبهروی من نشسته بود. نیمی از چهرهاش در نور بود، و آن زیباترین، زیباترین چیزی بود که در عمرم دیده بودم. آرامبخشترین چیزی بود که تا به حال دیده بودم. نیم دیگر چهرهاش در تاریکی بود، و آن منظره یکی از هولناکترین و شیطانیترین صحنههایی بود که تا به حال دیده بودم، انگار صحنهای که گوشتش خورده شده باشد. و وقتی برگشت، فهمیدم که در واقع خوب نیست. فکر میکردم خوب است. اول فکر میکردم آمده است کمکم کند، اما وقتی برگشت فهمیدم در واقع آمده است به من آسیب بزند. و در اتاقی دیگر، صداهایی از افرادی اساساً شرور میآمد که میپرسیدند آیا میتوانند مرا بکشند. آنها میگفتند، "حالا میتوانیم او را بکشیم؟ حالا میتوانیم او را بکشیم؟ حالا میتوانیم او را بکشیم؟" و او مدام میگفت، "هنوز نه. هنوز نه. هنوز نه." و من در این مرحله در بدن فیزیکی خودم هم بودم. این کاملاً خودِ من بودم در برابر این شخصیتِ مادربزرگمانندِ شرور. حواس تشدید شده بودند. حتی این پیکرههای حیوانی هم بودند که انگار زیر فرمان این شخصیت مادربزرگمانند بودند، و درخشانترین و فسفریترین رنگهای زیبا را داشتند، اما با خودم فهمیدم، "اوه، آنها زیبا هستند." اما بعد وقتی به تو نگاه میکردند، میفهمیدی که واقعاً آمدهاند مرا عذاب بدهند، و بنابراین خوب نبودند. پس آنچه در این سطح سوم خوب به نظر میرسید، اصلاً خوب نبود.
سپس این فرود ادامه یافت، و کایل میگوید مرحلهٔ بعد لحظهای شگفتانگیز از آسودگی به همراه داشت. و بعد ناگهان به سطح چهارم رفتم، پایینتر رفتم، و اینجاست که موضوع واقعاً جالب میشود، جایی که نوعی مهلت بود. تقریباً شبیه فرصتی بود، حتی در دل آن تجربهٔ دوزخی. تقریباً در آن مرحله فرصتی برای توبه بود. و در این سطح چهارم، سه زن آفریقایی-آمریکایی بودند با زیباترین چهرههای شاد و نورانی، زیباترین صورتهای شاد، و داشتند مرا آرام میکردند. میگفتند، "تو از این میگذری. تو از این میگذری. حالت خوب میشود." و شروع کردند به خواندن موسیقی گاسپل، یعنی همهاش دربارهٔ عیسی بود. بالای سرم میخواندند و در اصل میگفتند، "حالت خوب میشود. حالت خوب میشود." اما باز هم قلبم مرا بهشدت سرزنش میکرد. با خودم میگفتم، "اصلاً چرا من سزاوار این مهلت، این آرامش هستم؟" پدرم بیش از ۴۰ سال است که کشیش بوده است. من آن سرودها را میشناختم. آن زبان را میشناختم، اما دلم از خدا خیلی دور بود. من دانشجوی آمادگی پزشکی بودم. همهچیز دربارهٔ تفکر عقلانی، علم، آنچه میتوانی ببینی، آنچه میتوانی احساس کنی و آنچه میتوانی لمس کنی بود. اما من در جایی هستم که چیزهای فراطبیعی را میبینم، احساس میکنم و لمس میکنم. و هیچ چارچوبی برایش نداشتم.
اما کایل میگوید آن تجربه هنوز تمام نشده بود. و بنابراین، حالا به آخرین مرحله پایین میروم، جایی که باز هم پایینتر میروم و به تاریکیِ هرچه عمیقتر، عذابی هرچه عمیقتر، و ترسی سراسر و هرچه عمیقتر فرو میروم. فردا برای قسمت ۲ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگ کایل هابارد با ما همراه باشید. (Imagine Heaven Podcast with John Burke)