پخش اخبار روزانه – ۲۰ مارس ۲۰۲۶
چین پس از آنکه پاکستان یک انبار سوخت را در قندهار [افغانستان] بمباران کرد، از افغانستان و پاکستان خواست تنشهای فزایندهٔ مرزی خود را بهجای زور از راه گفتوگو حل کنند، و وانگ یی، وزیر امور خارجه، در تماس با امیر خان متقی، وزیر خارجهٔ افغانستان، خواستار خویشتنداری، گفتوگوی فوری و آتشبس شد (Reuters)
پاراگوئه یک توافق کمکهزینهٔ ۲۴ میلیون دلاری ژاپن را برای ساخت یک مرکز جدید فناوری ماهوارهای در دانشگاه ملی آسونسیون [پاراگوئه] امضا کرد تا آزمایشگاههای پیشرفته، ایستگاههای زمینی و برنامههای آموزشی را تجهیز کند، توانمندیهای رصد زمین را تقویت کند، از بخشهایی مانند مدیریت بلایا و کشاورزی پشتیبانی کند و احتمالاً این کشور را به قطب منطقهای توسعهٔ ماهوارههای کوچک بدل سازد (Asunción Times)
ایالت تلانگانا [هند] برای پیشبرد اقتصاد دیجیتال تانزانیا، حمایت فناورانه و نهادی را متعهد شد و در آستانهٔ امضای یک یادداشت تفاهم (MoU) برای رسمیکردن این همکاری، برنامه دارد تخصص خود را در ارائهٔ آنلاین خدمات شهروندی، کارآفرینی زنان، زیستبومهای استارتاپ و نوآوری، آموزش مهارتها و امکانسنجی یک قطب توزیع دارویی به اشتراک بگذارد (Deccan Chronicle)
فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ برای حمایت از غیرنظامیانی که از درگیریهای اخیر طالبان و پاکستان آسیب دیدهاند، اقلام امدادی ضروری را به پکتیکا [افغانستان] رساند، زیرا حملات هوایی پاکستان در چندین استان شرقی افغانستان هزاران نفر را آواره کرده و نیازهای بشردوستانه را افزایش داده است (۸AM Media)
وزارتخانههای آموزش و کشور مولداوی یک برنامهٔ اقدام ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ را برای پیشگیری از مصرف و قاچاق مواد مخدر میان دانشآموزان و جوانان آغاز کردند که پیشگیری در مدرسه، آموزش معلمان و روانشناسان، تقویت حضور و گشتهای پلیس پیرامون نهادهای آموزشی، ابزارهای جدید گزارشدهی و تدابیر قانونیِ سختگیرانهتر علیه کسانی را که از خردسالان در توزیع مواد مخدر سوءاستفاده میکنند، دربر میگیرد (Moldpres)
شیوعی نادر از بیماری تهاجمی مننگوکوکی در دانشگاه کنت در بریتانیا، ۲ نفر را به کام مرگ کشانده و ۱۱ نفر را بهشدت بیمار کرده است و همین امر آژانس امنیت سلامت بریتانیا را بر آن داشته تا برای گروههای دانشجویی آسیبدیده آنتیبیوتیک فراهم کند، تماسهای نزدیک را ردیابی کند و از مردم محلی بخواهد مراقب علائم فوری مننژیت و سپتیسمی باشند (The Guardian)
کامبوج دومین مورد انسانی H5N1 (آنفلوانزای پرندگان) خود را در سال جاری تأیید کرد - زنی ۴۵ ساله در بانتیای مینچی [کامبوج] که یک گلهٔ کوچک در حیاط خلوت نگه میداشت و پس از دستزدن به اشخاص-مرغی که بیمار شده بودند و مرده بودند، آزمایش او مثبت شد - و این موضوع مقامهای بهداشتی را واداشت تا تماسها را ردیابی کنند، موارد مشکوک را بیازمایند و برای جلوگیری از هرگونه شیوع گستردهتر، تدابیر پیشگیرانه اتخاذ کنند (An ninh Thủ đô)
مقامهای بهداشتی آولاکی (ویتنامی) دربارهٔ افزایش خطرات تب شدید خونریزیدهندهٔ دنگی هشدار میدهند زیرا شمار موارد و مرگومیر در سراسر کشور رو به افزایش است، و با برجستهکردن چندین بستری بحرانی اخیرـ بهویژه در میان بزرگسالان دارای بیماریهای زمینهای - بر ارزیابی زودهنگام پزشکی، پایش نزدیک در مرحلهٔ خطرناک روز ۳ تا ۷، اقدامات کنترل پشه و واکسیناسیون پیشدستانه برای پیشگیری از عوارض و کاهش بار روبهرشد بیماری تأکید میکنند (Báo Đầu tư)
دکتر راجسری جی. شانکار، متخصص زنان و زایمان از بیمارستان آپولو کرادل اند چلدرنز [هند]، به زنان باردار هشدار میدهد که لپتاپ را مستقیم روی پاهای خود نگذارند. گرما و پرتوها میتواند به رشد جنین آسیب برسانند، بنابراین کارشناسان برای حفظ ایمنی، استفاده از میز، پد خنککننده و حرکت مکرر را توصیه میکنند (Lao Động)
مقامهای بهداشتی از شیوع مننگوکوک در دانشگاه کنت [بریتانیا] خبر میدهند که ۲ کشته و ۱۱ بیمار بدحال بر جا گذاشته است. مقامها برای تماسهای نزدیک آنتیبیوتیک فراهم کرده و از دانشجویان میخواهند علائمی مانند تب و بثورات پوستی را زیر نظر بگیرند (People)
مصرف بیشازحد آبمیوه خطر بیماری کبد چرب غیرالکلی را افزایش میدهد. چون آبمیوه فیبر ندارد، کبد باید مقدار بالای فروکتوز را بهسرعت به چربی تبدیل کند، که ممکن است به چاقی و دیابت نوع ۲ بینجامد. کارشناسان توصیه میکنند برای حفظ فیبر، میوههای تازه را بهصورت کامل بخورید، زیرا فیبر جذب قند را کند میکند و از کارکردهای حیاتی سوختوسازی مؤثرتر محافظت میکند (Lao Động)
۳ آتشسوزی عظیم جنگلی بیش از ۲۴۲۸۰۰ هکتار را در مرکز و غرب نبراسکا [آمریکا] دربر گرفته و یک نفر را کشته است. فرماندار وضعیت اضطراری اعلام کرده و نیروهای گارد ملی را اعزام کرده است، در حالی که آتشنشانان با شرایط خطرناک دستوپنجه نرم میکنند (ABC News)
یک طوفان یخی ویرانگر و بادهای نیرومند در شمال میشیگان [آمریکا] برق بیش از ۱۱۰ هزار خانه و کسبوکار را قطع کرده است. انباشت سنگین یخ در سراسر منطقه درختان و خطوط برق را سرنگون کرده است (MLive)
شمال آولاک (ویتنام) دومین زمستان گرم خود را در ۶۵ سال گذشته ثبت کرد، بهطوریکه میانگین دما ۱.۶۷ درجه سلسیوس بالاتر از حد معمول بود. مقامهای هواشناسی انتظار دارند در دورهٔ گذار بهار، هوای سرد ضعیف و رعدوبرقهای شدید رخ دهد (Tiền Phong)
پژوهشگران مرکز جهانی آب و سازگاری با اقلیم میگویند تأمین منابع آب در میانهٔ سیلها خشکسالیها و آسیبهای زیستبومی ناشی از اقلیم، به همکاری بینالمللی نیاز دارد، و این مرکز با پیوند دادن دانشمندان، سیاستگذاران و دانشگاههای آلمان، برای توسعهٔ راهحلهای عملی مانند حفاظت ساحلی مبتنی بر طبیعت، بهبود مدیریت آب شهری و آموزشِ کارشناسان آیندهٔ امنیت آب تلاش میکند (Deutschland.de)
جمعیت اشخاص-گوزن لبسفید در شهر شَنانِ شیزانگ [چین] همچنان رو به افزایش است، و مقامها رشد این گونهٔ تحت حفاظت درجهیک را به بهبود شرایط بومشناختی و تقویت تلاشها برای حفاظت از تنوع زیستی در فلات نسبت میدهند (Xinhua)
بازار چاشنیهای وگان عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ به ۲.۳۸ میلیارد دلار رسید، زیرا مصرفکنندگانِ سلامتمحور بهسوی سسهای تهیهشده از میوه و سبزیجات گرایش پیدا کردهاند. پیشبینی میشود ابتکارهای چشمانداز ۲۰۳۰ دولت و عوامل دیگر، رشد سریع این بخش را تا ۲۰۳۴ بیش از پیش پیش ببرند (Futurism)
بیش از ۵۰۰ کنشگر در دهلی [هند] راهپیمایی کردند و خواستار قوانین سختگیرانهتر برای حمایت از اشخاص- حیوان و اصلاحات وگان شدند. این تظاهرات خواستار پایاندادن به بیرحمی در صنایع لبنی، آزمایشگاهی و سرگرمی است (The Tribune)
اندی و لوئیز مکبث (هر دو وگان) رزروهای اففارم هال، نخستین هتل کاملاً وگان ولز [بریتانیا] را که در ماه مه ۲۰۲۶ آغاز به کار میکند، باز کردند. این مکان ۱۴ اتاق دارد و دارای یک رستوران وگان و امکانات عاری از محصولات حیوانی است (Nation CYMRU)
رئیسجمهور تانزانیا، سامیه سولوهو حسن، به صورت رسمی دختربچهای رهاشده به نام گریس را به فرزندی پذیرفت. پس از آنکه این نوزاد در منطقهٔ نزهگا پیدا شد، در اقامتگاه ریاستجمهوری در دودوما از او استقبال شد تا بهعنوان دختر رئیسجمهور بزرگ شود (9 News Nigeria)
دکتر نگوین هوی تیِن پس از یک تصادف رانندگی در هانوی [آولاک (ویتنام)] جان یک مرد جوان را نجات داد. این پزشک پس از آنکه قربانی را در ایست قلبی یافت، فوراً ماساژ قفسهٔ سینه را آغاز کرد و پیش از رسیدن گروههای اورژانس، گردش خون را با موفقیت بازگرداند (Tuổi Trẻ)
داوطلبان آلیونا اووچارِنکو و همسرش ۱۸۱ شخص- حیوان را از کوستیانتینیفکا [اوکراین (یورین)] نجات دادند که در میان حملات پهپادی و نبردهای خط مقدم، مراقبانشان آنها را تنها گذاشته بودند. آنها ۶۴ شخص- سگ و ۱۱۷ شخص- گربه را به یک پناهگاه جدید در بالاکلیا منتقل کردند. این زوج حالا برای تأمین غذا، گرمایش و لوازم دامپزشکی جهت مراقبت از اشخاص- حیوان خانگی آسیبدیده از ضربهٔ روانی، درخواست کمکِ مالی دارند (Dagens)
سخن خردمندانهٔ روز: "بسیار بهتر است تنها باشید تا با همنشینی بد." – عالیجناب جرج واشنگتن، نخستین رئیسجمهور آمریکا (BrainyQuote)
پیشتر، در قسمت ۱ از ۲ از تجربهٔ نزدیک به مرگ سوزان گراو، سوزان در کودکی پس از گیر افتادن درون یک فریزر، نزدیک بود جانش را از دست بدهد. وقتی بدنش از کار افتاد، احساس کرد که از آن بیرون میرود و وارد جایی آکنده از نور میشود، جایی که با موجوداتی روبهرو شد که آنها را فرشته توصیف میکند. او چیزی را دید که بهنظرش جریانی از دعاهای انسانها بود، و مسیری به او نشان داده شد که در آن مردم برای ساختن مسیرهای زندگی خود تقلا میکردند و این موجودات فرشتهگون، آرام راه را هدایت میکردند. سپس او را به جای دیگری بردند، جایی که آنچه را او روحهایی توصیف میکند دید که برای زندگیهایشان روی زمین آماده میشدند. سپس، این تجربه ادامه یافت.
من در جایی بودم که در این دشت قرار داشت، و میتوانستم ببینم حیوانات در اطراف حرکت میکردند و بازی و جستوخیز میکردند، و احساس امنیت زیادی داشتم، و تجربهای با این چیزی داشتم که من آن را سرچشمه مینامم، که هنوز هم برایم بسیار عاطفی است. به سمت چپم نگاه کردم و بالا را نگاه کردم، به نوعی کوه، و این هستیِ زیبا را دیدم که پرتویی پیرامون خود ساطع میکرد، چیزی که هرگز مانندش را ندیده بودم، و آن عشق بود، عشقی فراتر از هر عشقی که حتی بتوانیم تصور کنیم. آنقدر میخواستم به بالای آن کوه برسم، و نمیتوانستم، و این عشق مانند پرتویی بهسوی من آمد. آن هستی حرکت نکرد، اما این پرتو عشق، بهگونهای که هرگز ندیده یا حس نکرده بودم، بهسوی من آمد. و من از این عشق لبریز شدم. من همهچیز بودم و هیچچیز نبودم، و از هر جهت ممکن کامل بودم، و آن احساس عشق را به یاد دارم که در تمام سفرم روی این سیاره در جستوجویش بودهام و هرگز آن را حس نکرده بودم. نزدیکترین چیزی که میتوانم برای توصیفش بگویم این است که وقتی فرزندانم را در آغوشم گذاشتند، آن عشق را حس کردم، آن عشق بیقیدوشرط و شگفتانگیز. و به سمت راستم نگاه کردم، و شکلی زیبا و هرمیمانند دیدم، دلم میخواهد آن را بلور بنامم، اما نمیدانم آیا واقعاً همین بود یا نه. تا حدی شفاف بود، و چهرهها و بدنهایی را دیدم که از درونش عبور میکردند. و دست بردم تا وارد آن شوم، نتوانستم، و فقط بهطور غریزی میدانستم که اگر میتوانستم، دیگر بازنمیگشتم. میدانستم که دارم ارواحی را میبینم که واقعاً عبور کرده بودند، و میدانستم که چیزی بسیار، بسیار ویژه را دیدهام. بعد به سمت راستم نگاه کردم و این موجود فرشتهگونِ زیبا را دیدم که بهسوی من شناور میآمد. و این موجود زیبا به من گفت: "وقت رفتن است"، و من گفتم: "باشد"، و کنار این آب بودم، این رودخانهٔ زیبا، و آن بسیار بسیار آهسته، بسیار اندک جریان داشت، و رنگ آبش فقط زیباترین رنگ بود، چنان زلال، چنان کامل که وصفناپذیر است. و به یاد دارم که به من گفتند زندگی سختی خواهم داشت و با آن به مردم کمک خواهم کرد، و من این را پذیرفتم، و نمیخواستم برگردم. و به من گفتند که برای پاکشدن از میان آب خواهم گذشت، واژهای که به کار بردند "تطهیرشده" بود.
و در تمام این مدت مادرم میشنید، او پیش از آنکه دست به عمل بزند سه بار این را شنید: "بچهات در فریزر است"، و سرانجام تصمیم گرفت کاری بکند. او بیرون رفت و دید درِ گاراژ بسته است. و آن را باز کرد و داخل رفت. او درِ فریزر را باز کرد و مرا دید و برگرداندم، و من خاکستریرنگ بودم و نوک انگشتانم آبی بود، و او گفت که شروع به جیغزدن کرد و مرا انداخت. چیز بعدی که به یاد دارم این بود که نفسی کشیدم. آنچه رخ داده بود این بود که چانهام در گاراژ به سیمانِ کف خورد و شکافت، و نفسی کشیدم. و وقتی مادرم دوباره بیرون آمد، من نفس میکشیدم، و بنابراین فکر کرد حالم خوب است.
پس از بازگشتش، سوزان دریافت که میتواند همهجا ارواح را ببیند. مادرش به او گفت دربارهٔ آن صحبت نکند. سوزان چیزهایی دربارهٔ مردم و عزیزان درگذشتهٔ آنان میدانست. او سرانجام متخصص و مشاور سوگ و اعتیاد شد، و این موهبت همچنان بروز میکرد. هم مادرش و هم خواهر و برادرهایش تواناییهای مشابهی داشتند، اما به برادرانش گفته بودند دیوانهاند و برایشان تشخیص اسکیزوفرنی داده بودند.
با گذشت زمان، این تجربهها - و سختیهایی که با آنها روبهرو شد - کمکم شکل درک او از زندگیاش را پدید آورد. آنچه برای خودم آموختم این است که هم تاریکی و هم روشنایی، هر دو چیزی به ما میآموزند. هر دو از نظر ارزش هماندازه اند، و در واقع، فکر میکنم چیزهای تاریکی که برایم رخ دادهاند بیشتر به من آموختهاند، چون میخواهم از آن بیرون بیایم. میخواهم از درد بیرون بیایم، پس واقعاً سخت تلاش میکنم تا تغییر ایجاد کنم. کلیت تمام تجربهٔ زندگی من آکنده از دشواریهایی بوده که فراتر از حد معمولاند، و شاید فکر کنید که من چنین نگرش منفیِ قربانیبودنی داشته باشم، اما ندارم. گاهی، آیا احساس میکنم قربانی شدهام؟ بله، گاهی، اما واقعاً در مجموع، آن را فرصتی برای رشد میبینم. من زیاد دربارهٔ فرق میان دریافتهای شهودی و ترس صحبت میکنم، چون ترس بسیار نیرومند است، و آنچه میدانم این است که از هرچه بترسید به آن نیرو میدهید، و به هرچه نیرو بدهید آن را ادراک میکنید، و آنچه را ادراک و باور میکنید، واقعیت شما میشود. پس، این بسیار مهم است، چون اگر در ترس باشید از پیش آن را زندگی میکنید، از پیش ترس را زندگی میکنید. هر چیزی که میکوشیم کنترل کنیم، در سراسر سفرمان ما را کنترل میکند و این شامل ترس هم میشود و بنابراین تصمیم گرفتم دیگر بر پایهٔ ترس زندگی نکنم. و من دارم یک تجربهٔ انسانی را از سر میگذرانم، پس مرا باور کنید، وقتی به شما میگویم که من هم در سفرم ترس زیادی داشتم. اما وقتی ترس را کنار گذاشتم و گذاشتم در حقیقت خودم زندگی کنم، همهچیز شروع به تغییر و بازآرایی کرد. فهمیدم که هر آسیبی که از آن گذشتهام برای این بوده است که ببینم نورم را کجا بتابانم، و این بر خودم بود، چون مسیر روح من خوددوستی بود، همراه با همهٔ شما؛ این مسیر حقیقی روح شماست. و مسیر زندگیتان شما را به آنجا میبرد. و فکر میکنم خوددوستی، صادقانه بگویم، سختترین کاری است که انجام میدهیم. فکر نمیکنم آسان باشد. ما بهشدت با خودمان سختگیر هستیم. و دلیلش این است که عشق بالاترین ارتعاش است. هرچه بیشتر عشق بورزید، ارتعاشتان بالاتر میرود، و چه موهبت زیبایی است، و هرچه ارتعاشتان بالاتر برود، به سرچشمه نزدیکتر میشوید.
پس، وقتی چیزی را در دیگری یا در خودم مییابم که دوستش ندارم یا با آن مشکل دارم، میگویم: "این چیزی است که نمیخواهم باشم"، و همین به من میآموزد که چه چیزی میخواهم باشم. پس میخواهم همهٔ شما را تشویق کنم که شفا یابید و خودتان را آن موهبت زیبایی ببینید که روح، شما را برای آن آفریده است، حتی برای یک لحظه هم در آن تردید نکنید، و با شجاعتی که همهٔ ما برای ماندن در این سیاره باید داشته باشیم از میان تجربههایتان عبور کنید، و بدانید دیگران هم با شجاعت از میان آنها عبور میکنند، و به سرچشمهٔ روح خود قدم بگذارید و ارزش آنکه چه کسی هستید را بدانید. (The Other Side NDE)