پخش اخبار روزانه – ۱۷ مارس ۲۰۲۶
ایران در تنگهٔ هرمز قایقهای پهپادیِ حامل مواد منفجره را در پوشش قایقهای چوبیِ ماهیگیری بهکار گرفته است و کارشناسان دفاعی هشدار میدهند که دستههای هدایت از راهدور و نیمهخودمختار به نفتکشها حمله میکنند و تلاشها برای باز نگه داشتن مسیرهای کشتیرانی را دشوارتر میسازند (Fox News)
ایالات متحده بهطور موقت تحریمها بر نفت روسیه را برای نفتی که از پیش در نفتکشها بارگیری شده، کاهش داده است تا بازارهای جهانی را در پی اختلال در عرضه ثبات ببخشد؛ اما قیمت نفت خام همچنان بیش از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه است، زیرا بحران ایران همچنان ارسال محمولهها از طریق تنگه هرمز را مختل میکند (PBS NewsHour)
شورای امنیت سازمان ملل با ۱۳ رأی موافق و ۱۳۵ همپشتیبان، قطعنامهای با پشتیبانی کشورهای خلیج را تصویب کرد که حملات ایران به کشورهای خلیج و اردن را محکوم میکند و خواستار توقف فوری درگیریها میشود، در حالی که چین و روسیه رأی ممتنع دادند اما اجازه دادند این اقدام تصویب شود (Al Jazeera)
چین نخستین سرویس قطار مسافری خود به پیونگیانگ [کرهٔ شمالی] را پس از شش سال از سر میگیرد، زیرا چین و ٔ کره شمالی پیوندهای فرامرزی را دوباره فعال میکنند و مسیر پکن - پیونگیانگ حالا چهار روز در هفته برقرار است و بلیتها فقط به دارندگان ویزای تجاری محدود شدهاند (Channel NewsAsia)
یک کارآزمایی بالینی بزرگ که در مجله ی Nature Medicine منتشر شده است، نشان میدهد سالمندانی که بهمدت دو سال هر روز مولتیویتامین مصرف میکنند، بر پایهٔ نشانگرهای زیستیِ متیلاسیون دیانای، حدود چهار ماه کاهش در سرعت پیری زیستی نشان میدهند و نیرومندترین اثرها در شرکتکنندگانی دیده شد که سن زیستیشان از سن تقویمیشان بیشتر است (Fox News)
سالمونلا در کیکهای خامهایِ نمکسودِ تخممرغی از یک نانوایی در راچ گیا [آولاک (ویتنام)]، در جریان جشنهای روز جهانی زن، ۹۷ نفر را مسموم کرد. مقامها پس از تخلفات شدید بهداشتی و سلامت، صاحب مغازه را جریمه کردند و فروشگاه را بستند (VnExpress)
خونریزی مغزی در یک بیمار ۶۰ سالهٔ تایوانی (فورموسایی) وضعیتی به نام "نارساخوانیِ خالص" ایجاد کرد که با وجود گفتار روان، توانایی خواندن را از او گرفت. این نشانهای نادر از سکته است که اغلب با مشکلات سلامت روان اشتباه گرفته میشود (VnExpress)
دبیر سازمان بهداشت پانآمریکا، خارباس باربوسا، از کشورهای قارهٔ آمریکا خواست تلاشها برای ریشهکنی جذام را تقویت کنند. او میگوید این منطقه با ۱۳٪ از موارد جهانی روبهرو است و باید پایش را بهبود بخشد و با نگاه منفی جامعه مبارزه کند تا مراقبت را در نظامهای بهداشت اولیه ادغام کند (PAHO)
ذوب صفحات یخیِ قطبی و یخچالهای طبیعی در سراسر جهان، باعث بازتوزیع جرم میان قارهها و اقیانوسها میشود و چرخش زمین را کندتر و طول روزها را با نرخی بیسابقه بیشتر میکند. دانشمندان هشدار میدهند که با شتاب گرفتن تغییرات اقلیمی، این دگرگونی سامانههای ناوبری فضاییِ بسیار دقیق را مختل میکند (Phys.org)
در شرق انگلستان، در شهرهای ساحلی بریتانیا، "عقبنشینی مدیریتشده" سیاست دولت در واکنش به افزایش سطح دریاها و شتاب گرفتن فرسایش ساحلی است. این طرح با بودجهٔ ۱۵ میلیون پوند، خرید املاک و جابهجایی زیرساختها را بر ساخت دیوارهای دریایی ترجیح میدهد و برخی ساکنان را نگران گذاشته است، زیرا جوامعشان سرانجام باید برای گریز از موجهای پیشرونده به درون خشکی کوچ کنند (AFP)
شیوع طوفانهای همرفتیِ شدید از ۵ تا ۱۲ مارس ۲۰۲۶ در سراسر آمریکا، میلیاردها دلار خسارت بیمهشده برجا گذاشت. گردبادها، تگرگهای غولپیکر و بادهای بسیار شدید، دستکم ۱۰ کشته برجا گذاشتند (Artemis)
یک مرد در پورت شارلوت [آمریکا] پس از آنکه شخص- سگ ۱۱ سالهای به نام نفی بر اثر گرمازدگی جان باخت، با اتهامهای در سطح سبکتر و جنایتِ آزار اشخاص- حیوان روبهرو است، زیرا او را بیرون، بستهشده و بدون آب یا سرپناه رها کرده بود (MySunCoast)
پژوهشگران حضور یک شخص- نهنگ آبیِ زالِ بسیار نادر را در پارک ملی خلیج لورتو [مکزیک] تأیید کردند (Soha)
اشخاص- سمور آبی در سراسر منطقهٔ دریاچههای بزرگ [آمریکا] رونق گرفتهاند، زیرا دههها تلاش برای بازمعرفی و بهبودهای گسترده در کیفیت آب به این گونه امکان داده است بخش بزرگی از گسترهٔ تاریخی خود را در آمریکا و انتاریو [کانادا] دوباره به دست آورد (Good News Network)
گروه مدافع سوئلترینگ سیتیز گزارش میدهد که افزایش هزینههای خنکسازی باعث شده است استرالیاییها بهطور فزایندهای بیمار شوند. نظرسنجی تابستان ۲۰۲۶ آن نشان میدهد بیماریهای گستردهٔ مرتبط با گرما و فشار شدید هزینههای زندگی توانایی مردم برای ایمن ماندن در گرمای شدید محدود میکند (Mirage News)
شورای اروپا دستورالعملهای تازهای منتشر کرد تا به وکلا کمک کند آسیبهای زیستمحیطی را بهعنوان نقض حقوق بشر ذیل کنوانسیون اروپایی طرح کنند و توضیح میدهد که وقتی راهکارهای داخلی کافی نیست، چگونه میتوان پروندهها را به دادگاه اروپایی حقوق بشر برد (Council of Europe)
کمپوچا بروئینگ [تمکولا، کالیفرنیا، آمریکا] غذاهای ارگانیک وگان سرو میکند و همزمان از نجات سگ-اشخاص محلی حمایت مالی میکند. این کارخانهٔ کامبوچا [چای تخمیریِ بدون الکل] آثار هنریِ اشخاص- سگِ نجاتیافته را روی قوطیها نمایش میدهد و کامبوچای دستساز را با ساندویچهای فصلیِ وگان و تنقلات سرو میکند (The Press-Enterprise)
متخصص تغذیه، جاشوا کلمپ، تأیید میکند که پروتئین وگان به همان اندازهٔ پروتئین وی در عضلهسازی مؤثر است، اگر مقدار کل مصرف برابر باشد. منابعی مانند سویا و نخودفرنگی، اسیدهای آمینهٔ ضروری را برای افزایش چشمگیر قدرت فراهم میکنند (Men's Fitness)
کارآفرین سنگاپوری، سینتیا لام، NOODS را راهاندازی کرد، یک خط تولید نودل فوریِ وگان و بدون گلوتن. این غذای آرامشبخشِ گیاهی که از ترس ناشی از آلرژیِ دخترش الهام گرفته، طعمهای اومامی را بدون افزودنیهای مصنوعی بازآفرینی میکند (۸days)
یک تولهسگ ۹ ماهه به نام آسپرولیس پس از آنکه در پیِ کوهنوردان اسکیباز به کوه رفت، ۹ روز را بهتنهایی بر فراز قلهای یخزده به ارتفاع ۱۹۰۰ متر در شمال یونان زنده ماند. سرانجام کوهنوردان پارسهای ضعیف او را شنیدند، او را نحیف اما زنده یافتند و در فرودی طولانی و خطرناک راهنماییاش کردند تا به روستایش بازگردد و با مراقبش دیداری اشکبار داشته باشد (EuroWeekly News)
یک خلبان بالگرد و یک افسر پلیس، شخص- سگی را از خودرویی گرفتار در آبهای سیلاب نجات دادند. پس از نجات مسافران، این گروه بازگشت تا این دوست حیوان را در شهر کاترین در قلمرو شمالی استرالیا به جای امن برساند (Yahoo News)
آتشنشانان اوکلاهما [آمریکا] در شهرهای اوکلاهما سیتی، مور و نورمن، کیتهای اکسیژن تخصصی و آموزشهای لازم برای نجات همکاران سگ در صحنه را دریافت میکنند. این کمک از سوی ارائهدهندهٔ مراقبت دامپزشکی VEG ER for Pets و شرکت اکسیژندرمانی PawPrint Oxygen، به پایدار کردن اعضای تیم سگ که در محیطهای خطرناک جستوجو و نجات آسیب میبینند، کمک میکند (KFOR)
ساکنان هوئه [آولاک (ویتنام)] یک شخص- لاکپشتِ کمیابِ زردسر و یک شخص- طاووس هندی را به مأموران جنگل تحویل دادند. هر دو گونهٔ حفاظتشده زیر معاینهٔ سلامت قرار گرفتند، در حالیکه مقامها حفاظت از حیات وحش را ترویج میکنند و آگاهی عمومی را برای نجاتِ حیوانات در معرض خطر افزایش میدهند (Báo Dân Việt)
سخن خردمندانهٔ روز: "آدمهای زیبا همیشه خوب نیستند، اما آدمهای خوب همیشه زیبا هستند." – حضرت امام علی بن ابیطالب روشنضمیر ارجمند (گیاهخوار) (AZ Quotes)
در قسمت ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگ کلن فلوکیگر، این مربی کانادایی و معتادِ سابق روایت میکند که چگونه بر اثر عفونتی شدید جان سپرد، بر آستانهٔ ابدیت ایستاد و چارچوبی الهی برای کمک به دیگران در غلبه بر باورهای محدودکننده دریافت کرد. کلن و همسرش، جوی، بهتازگی از یک سفر دریایی ۱۰ روزه در دریای بالتیک بازگشته بودند که او با تب شدیدی بهطور جدی بیمار شد. او ۵ روز در خانه درد کشید و فکر میکرد آنفلوآنزا گرفته است. وقتی سرانجام به یک درمانگاه سرپایی رفت، پرستار با یک نگاه به او، از پذیرشش خودداری کرد و اصرار داشت که فوراً به اورژانس برود. در مرکز پزشکی دانشگاه آلبرتا، کلن را در کمتر از ۱۰ دقیقه سریعاً به اتاقی خصوصی منتقل کردند. پزشکان خیلی زود دور او را گرفتند و خبرهایی هرچه نگرانکنندهتر دادند - ذاتالریه، همراه با مشکل جدیِ دیگری که هر دو ریه را درگیر کرده بود و نیاز به بستری فوری داشت.
فهمیدم که واقعاً میلرزم. بدنم داشت از کار میافتاد و برای همین به مدیتیشن رفتم. این تمرینی است که تمام عمرم با آن بودهام و میتوانستم جدا شدن بدن و روحم را حس کنم چیزی که هرگز پیش از آن حس نکرده بودم. حسش مثل باز شدن زیپ بود، انگار. و بعد گوشیام را برداشتم و دستهایم میلرزید و برای جوی پیامک فرستادم. فقط ۳ خط بود. خط اول نوشته بود ICU [بخش مراقبتهای ویژه] و خط دوم انزوا اسلش لولهگذاری، و خط سوم این بود که ممکن است در حال مرگ باشم، چون توانستم جدا شدن بدن و روحم را حسکنم.
جوی خواب بود و پیامک را ندید. حدود ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بامداد، از بیمارستان با او تماس گرفتند و پرسیدند که آیا میآید. قلب کلن از تپش ایستاده بود و پزشکان با شتاب برای احیای او اقدام کردند. او ۱۷ روز در کما میماند.
من مردم. در اتاقی خاکستری به هوش آمدم و افقی بودم، انگار روی برانکارد بودم. اتاق خاکستری بود، مثل خاکستریِ کارت عکس. واقعاً نمیتوانستم سقف یا دیوارها یا هیچ چیز دیگری را ببینم. اندازهاش تا حدی نامعین بود، اما آن بالا، روی شانهٔ چپم، میتوانستم دری را ببینم. به دلیلی میخواستم کنار آن در باشم. و بعد کنار در ایستاده بودم و شانهٔ راستم را به چارچوب در تکیه داده بودم. و آن سوی در، روبهرو، بر همان سمت شانه، کسی به آن طرف تکیه داده بود. و متوجه شدم آن سوی در سفید بود. سمت من خاکستری بود و چیزی از آن عبور نمیکرد یا مانند آن، فقط این طرف خاکستری بود و آن طرف خاکستری و سفیدِ بسیار ملایم.
کلن بر آستانهٔ میان زندگی و مرگ ایستاده بود - دری که خاکستری را از سفید جدا میکرد و وجودی در آن سویش بود. کمی آنجا ایستادیم و بعد او به من نگاه کرد و گفت: "میخواهی به خانه بیایی؟" و میدانید، در آن حالت چیزهایی را میدانید که در غیر آن نمیدانید. پس در همان لحظه، هم میدانستم با چه کسی حرف میزنم و کجا ایستادهام و پرسش چه معنایی دارد و همهٔ اینها را. و بعد مدتی دربارهٔ آن گفتوگو کردیم.
۱۰ سال پیشتر، در ۲۰۰۷، کلن مداخلهای الهی دریافت کرده بود که پس از سالها اعتیاد به مواد مخدر، افسردگی و رابطههای ویرانشده، با وجود شغلهای بسیار موفق، او را هوشیار کرد. او آن صنعت را ترک کرده و مربی شده بود. اکنون، در حالی که کنار در ایستاده بود، دربارهٔ همهٔ کارهایی که انجام داده بود و آنچه هنوز باید انجام میشد گفتوگو کردند. پس دربارهٔ همهٔ کارهایی که کرده بودم و کارهایی که برای انجام دادن مانده بود و برنامههایی که من و همسرم داشتیم و همهٔ آن چیزها صحبت کردیم. و سرانجام، پس از مدتی، گفتم: "خب، من هنوز کارم تمام نشده." باشد. پس آن گفتوگو همانجا تمام شد. روز بعد - و کاملاً مطمئنم که همان زمان توانستند قلبم را دوباره به کار بیندازند - روز بعد دوباره کنار در ایستاده بودیم. تصمیم گرفتم بمانم. پس سؤال این بود: "باشد، میخواهی چه کار کنی؟" آنها شروع کردند دربارهٔ کار مربیگریِ کلن و مأموریتش برای افزودن نیکی به جهان گفتوگو کردند. آنچه بعد رخ داد، او را کاملاً از خود بیخود کرد.
اما کلن میگوید گفتوگو کنار درب ناگهان به چیزی بسیار شدیدتر تبدیل شد. سفری داشتم، سفری دیداری و جسمی، خیلی طولانیتر از آن صحنه، انگار که با شلنگ آتشنشانی چیزها را به درونم میریختند و من میدیدم. فردا برای قسمت ۲ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگ کلن فلوکیگر با ما همراه باشید. (NDE Diary)